ايرج افشار
98
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
رفتند بلكه از ديوار به در رفتند . بيت در نقش خانهاى كه درآيد نگار من * صورت شود خراب و به ديوار در رود نىنى چه مىگويم كه آن صور را از فروغ نور حضور آن حضرت جانى در تن آمد و آن نقوش را از فيض انفاس عيسى آثار عطيهء حياتى رسيد . « 1 » بخت خوابآلود ساكنان آن تختگاه كه از عهد جم باز پايمال حوادث روزگار شده بود بيدار شد و ديدهء اميد ملازمان آن بارگاه كه قرنهاى بيشمار در راه انتظار بود از غبار مواكب ظفر آثار روشن گشت . نهال آمال ايشان كه از سموم تقاليب ادوار خوشيده بود به ميامن قدوم خضر آثار خدام حضرت [ خضرت و ] « 2 » سرسبزى يافت ، و به مقتضاى « لكل شىء دولة حتى البقاع » گلبن دولت آن سرزمين را كه از رياح عواطف و تغيّرات اطوار به تاراج رفته بود از فيض اقبال آن صاحب دولت آبى به جوى بازآمد . بيت به هر زمين كه چو آب حيات بخرامى * دهان مرده به زير زمين پر آب شود مه جمال تو در هر زمين كه خيمه زند * زمين ز رشتهء جانها پر از طناب شود حضرت سليمان مكانى با خواصّ خدّام « 3 » و مقرّبان « 4 » در آن مقام يك روز توقف فرمود و چون چند بيت كه پادشاهزادهء « 5 » سعيد شهيد « 6 » مغفور مبرور سلطان ابراهيم - انار اللّه برهانه - در بعضى اقطار آن موضع به خط خود نوشته بود ملحوظ نظر همايون اثر شد از موقف عظمت و اقبال امر واجب الامتثال صادر گشت كه حضرت شاهزادهء عالميان نقاوهء سلاطين زمين و زمان ، نور حدقهء سلطنت و خلافت ، نور [ a 10 ] حدقهء مكرمت و رأفت ابو المعالى سلطان على ميرزا « 7 » كه در
--> ( 1 ) . ط : حيات تازه رسيده ( 2 ) . از ط آورده شد ( 3 ) . ط : خدم ( 4 ) . ط : + حضرت ( 5 ) . ط : شاهزاده ( 6 ) . ط : ندارد ( 7 ) . الف : كلمهء « على » را ندارد ، ج ، ط : سلطان ميرزا على